تبلیغات
چکاوک - رو در رو...
هر کس توتمی دارد و توتم هر کسی "ذکر" آدم بودن اوست...

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

چهارشنبه 30 تیر 1389-09:08 ب.ظ



 

برای اعتراف به کلیسا می روم...

رودر روی علف های روییده

بر دیوار کهنه می ایستم...

و همه گناهان خود را یکجا اعتراف می کنم

بخشیده خواهم شد به یقین...

علف ها بی واسطه با خدا سخن می گویند...

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 9 شهریور 1389 08:17 ب.ظ


یواش
چهارشنبه 6 مرداد 1389 08:30 ب.ظ
سلام چکاوک
پنجره ای بازه اگه بخوای ببینی!
پاسخ چکاوک : سلام ...
یک پنجره برای دیدن...

یک پنجره برای شنیدن...
یواش
چهارشنبه 6 مرداد 1389 01:49 ق.ظ
سلام چکاوک
عزیزمنو اگه ممکن بود ببوسش.
لطف دارین شما ، هم مودب و هم محترم و مهم تر از همه صمیمی و مهربونی ...چیز دیگه ای هم داشتی ؟!!...حسابتون خیلی زده بالا ! ... ماشین حسابم ترکید ( با "ر" ساکن )
خوشحال میشم اسم یواش رو توی لیست پیوندات ببینم !...
تا جایی که ممکنه جواب کامنت دوستان رو بده ، خیلی مهمه ...
پاسخ چکاوک : سلام دوست من...شرمنده می کنین من رو...و ممنون که اجازه دادین لینکتون رو بگذارم
یواش
سه شنبه 5 مرداد 1389 01:58 ب.ظ
سلام چکاوک
من هنوزم با این شعر شادروان پناهی مشکل دارم ، البته از ایشون پذیرفتم ولی از شما نمی تونم ...
حقیقتا احساس می کنم تصویر سازی تون از شعر مربوطه به خطا رفته ، شایدم تصویر سازی من به خطا رفته ؟!
به هر حال اگه می تونین ، کمکم کنین! ممنون ...
پاسخ چکاوک : سلام ...بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد...نه در آنچه بدان می نگری...
تو زیبا می بینی دوست من...
یواش
سه شنبه 5 مرداد 1389 01:47 ق.ظ
سلام چکاوک
باور کن چیزی که تو رو از گذشته عبور داده و به حال رسونده نمی تونه احمقانه باشه ، به نظر من اون کارشو درست انجام داده ، اون چه که باعث اشتباه بزرگان میشه شور و شوق و هیجان ابتدایی ناشی از دریافت حقیقته...
مثلا سهراب تو صدای پای آب کاملا به دین و مذهب حمله می کنه و قوی ترین ادبیات عرفانی خودش و البته به نظر من قوی ترین ادبیات عرفانی قرن خودش رو خلق می کنه . حتی تو ننوشته هاش اومده : مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی بودم بی آنکه خدایی داشته باشم!...
ولی صدای پای آب تو برخورد اولیه ش با حقیقت شکل می گیره اگه صبر می کرد صدای پای آب رو می شنید که بهش میگه "آب را گل نکنیم"...
پاسخ چکاوک : عزیزم شاید حق با شما باشه
یواش
یکشنبه 3 مرداد 1389 11:10 ب.ظ
سلام چکاوک ، ماهی سیاه کوچولو سلام خوبی خانمی ؟!
چکاوک عزیز! بعضی موقع نه ، همیشه باید بیواسطه حرف زد با خدا ! دین یکی از راه های موجود تو عالم خاکیه ! و دقت باید بکنیم که هیچ راه کاملی تو دنیا وجود نداره ! هر مقطعی از زندگیمون راهها و باورهای جدیدی پیدا میکنیم و من دلیلی نمی بینم که به راههای گذشته م بی احترامی کنم !
ولی متاسفانه نمی دونم چرا و این خیلی عجیبه که واقعا چرا بزرگانمون بعضا بی احترامی های مودبانه ای هم به راههای رفته شون میکنن ؟!!
پاسخ چکاوک : سلام...شاید وقتی برمی گردن و به گذشته شون نگاه می کنن تاسف می خورن از حماقتشون ...
یواش
یکشنبه 3 مرداد 1389 09:29 ب.ظ
سلام چکاوک
احساس میکنم دلخوری ، همین طوره ؟
نظر شما برام عجیب و جالبه ! چطور میشه مهم نباشه ؟! شاید تنها فرقی که تو دنیا هست همین فرقه ! بقیه ی فرقا زاییده ی ذهن بشرن ! پس میتونه مهم باشه !
حالا که مال حسین پناهیه نمی خوای بگی یعنی چی ؟!
پاسخ چکاوک : سلام عزیزم...مهم اینه که تو این دنیای مجازی بتونیم حرفامون رو بزنیم ...فارغ از جنسیت...فارغ از ترس...

من دلخور نیستم...خیلی خوشحالم که شما می یای اینجا و به ما سر می زنی...

بعضی وقت ها باید بی واسطه خدا رو حس کرد و باهاش حرف زد...بی واسطه ادیان دست و پاگیر...
یواش
یکشنبه 3 مرداد 1389 12:23 ق.ظ
سلام چکاوک
چون میدونم هیچ گناهی نداری ! راجع به بخشیده شدنش نظری نمی دم !
این مطلب واقعا مال خودته ؟ اگه امکان داره حتما راجع به معنی و فکر پشتش و طرح اولیه ش برام بنویس خیلی دوست دارم اینو بدونم !
راستی ! ماهی سیاه کوچولو پسره یا دختر ؟ حقیقیه یا مجازیه ؟!
پاسخ چکاوک : سلام دوست من...این شعر از "حسین پناهی" هست...

دختر یا پسر بودن زیاد مهم نیست...
کوچه ای بی انتها
پنجشنبه 31 تیر 1389 01:50 ق.ظ
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
طاعتی گر نتوان کرد گنهی باید کرد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.